الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
53
إحياء علوم الدين ( فارسى )
سوم آن كه به صغيره شاد شود و بدان تبجّح « 138 » نمايد ، و دست يافتن را بر آن نعمتى شمرد ، و نه انديشد كه سبب بدبختى است . چه هر گاه كه حلاوت صغيره بر دل بنده غلبه كند كبيره گردد ، و اثر آن در سياه كردن دل بزرگ شود . تا به حدى كه يكى از گناهكاران به گناه خود فخر كند و تبجّح نمايد براى آن كه به ارتكاب آن نيك شاد باشد ، چنان كه گويد كه نديدى كه عرض او را چگونه تمزيق « 139 » كردم ؟ و در مناظره گويد كه چگونه وى را رسوا كردم ، و چگونه مساوى او ياد آوردم ، و در تخجيل و استخفاف او مبالغت كردم ، و چگونه تلبيس « 140 » من بر او رواج يافت ؟ و بازرگان گويد : چگونه وى را بفريفتم و قلب در عوض سره بدادم ، و چگونه وى را احمق گرفتم ؟ پس صغيره بدين و امثال اين كبيره گردد . چه گناه مهلك است ، و چون بنده در آن افتد و شيطان بر او ظفر بايد بدانچه وى را بر آن دارد ، پس بايد كه پشيمان شود و خود را در مصيبت و تأسف داند به سبب غلبهء دشمن بر او و دور ماندن او از خداى . چه بيمار چون شاد گردد بدان كه آوندى كه داروى او در آن بود شكسته شود تا از درد تناول آن خلاص يابد ، شفاى او مرجوّ نباشد . چهارم آن كه پرده پوشى و حلم و امهال خداى خوار دارد ، و نداند كه موجب [ امهال ] او مقت است ، تا به سبب امهال بزه او افزون شود . و پندارد كه تمكين او در معصيتها عنايت است از خداى - عز و جل - در حق او . و آن بدان باشد كه از مكر خداى آمن بود ، و مكامن « 141 » فريفته شدن را به خداى نداند ، چنان كه خداى - عز و جل - گفت : وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمَصِيرُ ، « 142 » اى ، مىگويند در نفس خود كه اگر محمد - صلى اللّه عليه و سلم - پيغامبر بودى ، بدان كه وى را « السّام عليك » مىگوييم ، خداى - عز و جل - ما را عذاب فرمودى ، بسنده است ايشان را دوزخ كه بدان سوخته شوند ، چه دوزخ بد بازگشتن جايى است . پنجم آن كه گناه ارتكاب نمايد ، پس آن را اظهار كند بدان كه بازگويد ، يا در مشاهدهء ديگرى ارتكاب نمايد ، چه آن خيانت باشد بر پردهاى كه حق - عز و جل - وى را بدان پوشيده داشته است ، و تحريك رغبت بدى در حق كسى كه گناه او بشنود ، يا كردن آن بيند . چه آن دو گناه است كه بدان گناه ضم مىشود و بدان تغليظ مىپذيرد . و اگر ترغيب ديگرى در آن و جهد كردن او بر آن و مهيا گردانيدن اسباب او بر آن يار شود ، گناه چهارم باشد ، و كار او به غايت زشتى انجامد . و در خبر است : كلّ النّاس معافى الاّ المجاهرين يبيت أحدهم على ذنب قد ستره اللّه فيصبح فيكشف ستر اللّه و يتحدّث بذنبه ، اى ، همهء مردمان عافيت يابندهاند ، مگر آشكار كنندگان يكى از ايشان كه شب در گناهى گذراند كه خداى - عز و جل - آن را بپوشيده باشد ، پس بامداد برخيزد و پردهء خداى را بردارد و گناه خود حكايت كند . و اين بدان سبب است كه از صفات خداى و نعمتهاى او [ 39 ] آن
--> ( 138 ) تبجّح ، افتخار ، شادمانى . ( 139 ) تمزيق ، دريدن . ( 140 ) تلبيس ، پنهان كردن حقيقت . ( 141 ) مكامن ( ج مكمن ) ، مكمن ، جاى پوشيده شدن ( 142 ) مجادله 58 - 8 .